گفتوگو با دکتر محمدعلی جلیلی، معاون روابط برونسازمانی و ارتباط با دولت شرکت نستله ایران
سیاستهای تجاری و تعرفهای در تمامی کشورهای جهان یکی از مهمترین ابزارهای تنظیمگری اقتصادی به شمار میروند، اما کارکرد این سیاستها در حوزه کالاهای راهبردی با سایر بخشهای اقتصاد تفاوتهای اساسی دارد. در مورد محصولاتی که بهصورت مستقیم با سلامت و امنیت غذایی جامعه در ارتباط هستند، تصمیمگیری صرفاً بر مبنای ملاحظات درآمدی یا کوتاهمدت نمیتواند پاسخگوی نیازهای این بخش باشد. از همین رو، بسیاری از کارشناسان معتقدند ثبات و پیشبینیپذیری قوانین، بهویژه در حوزه تأمین مواد اولیه، یکی از مهمترین پیششرطهای حفظ ظرفیت تولید، جذب سرمایهگذاری و تضمین عرضه پایدار این محصولات است.
در صنعت حیاتی و مهم «شیرخشک نوزاد» نیز این موضوع اهمیت دوچندانی پیدا میکند. این صنعت علاوه بر آنکه بخشی از زنجیره امنیت غذایی کشور محسوب میشود، به دلیل حساسیت مصرفکنندگان و ضرورت تأمین مستمر بازار، بیش از بسیاری از صنایع دیگر به ثبات مقررات نیاز دارد. فعالان این حوزه معتقدند تغییرات مکرر در تعرفههای گمرکی، سود بازرگانی و سایر ضوابط مرتبط، فضای تصمیمگیری را برای تولیدکنندگان با عدم قطعیت روبهرو میکند و امکان برنامهریزی بلندمدت را کاهش میدهد.
در همین راستا، در گفتوگو با دکتر محمدعلی جلیلی، معاون روابط برونسازمانی و ارتباط با دولت شرکت نستله ایران، به بررسی آثار ثبات یا بیثباتی قوانین بر صنعت شیرخشک نوزاد، تجربه سایر کشورها و الزامات سیاستگذاری در این حوزه پرداخته شده است.
بسیاری تصور میکنند تعرفههای گمرکی صرفاً ابزاری برای کسب درآمد دولت هستند. آیا در صنعت شیرخشک نوزاد نیز میتوان با همین نگاه به موضوع نگاه کرد؟
خیر. درباره کالاهایی مانند شیرخشک نوزاد، تعرفه صرفاً یک ابزار مالی نیست، بلکه بخشی از سیاست امنیت غذایی کشور به شمار میرود. این محصول مستقیماً با سلامت نوزادان ارتباط دارد و هرگونه تغییر ناگهانی در هزینه تأمین مواد اولیه میتواند کل زنجیره تولید و عرضه را تحت تأثیر قرار دهد. بر همین اساس، سیاستگذاری در این حوزه باید فراتر از نگاه صرفاً درآمدی باشد و آثار آن بر تولید، سرمایهگذاری، استمرار عرضه و دسترسی مصرفکنندگان نیز مورد توجه قرار گیرد. وقتی از کالایی با این سطح از اهمیت صحبت میکنیم، ثبات در تصمیمگیری به همان اندازه اهمیت دارد که خودِ تصمیم.
مهمترین چالش کنونی تولیدکنندگان در این حوزه را چه میدانید و چرا ثبات قوانین تا این اندازه برای صنعت اهمیت دارد؟
بزرگترین چالش، نبود ثبات در قوانین است. تولیدکننده زمانی میتواند برای سرمایهگذاری، تأمین مواد اولیه و توسعه خطوط تولید برنامهریزی کند که اطمینان داشته باشد قواعد بازی در میانمدت و بلندمدت تغییر نخواهد کرد. زمانی که تعرفهها و سود بازرگانی هر سال دستخوش تغییر میشوند، امکان برنامهریزی اقتصادی از میان میرود و فضای کسبوکار با عدم قطعیت مواجه میشود. در حقیقت، آنچه بیش از هر چیز برای تولیدکننده اهمیت دارد، قابلیت پیشبینی محیط فعالیت اقتصادی است.
این بیثباتی چه پیامدهایی برای بازار و مصرفکنندگان به همراه دارد؟
در نهایت، مصرفکننده نیز از این وضعیت متأثر میشود. افزایش ناگهانی هزینه واردات مواد اولیه میتواند به افزایش قیمت تمامشده محصول یا کاهش ظرفیت تولید منجر شود. در مورد کالاهای حیاتی، ثبات در عرضه و قیمت اهمیت بهمراتب بیشتری نسبت به درآمدهای کوتاهمدت ناشی از تعرفهها دارد. بنابراین هر تصمیمی که موجب افزایش پیشبینیپذیری برای تولیدکننده شود، در نهایت به سود مصرفکننده نیز خواهد بود. پایداری تولید، به معنای پایداری عرضه است و این موضوع در حوزه محصولات مرتبط با سلامت نوزادان، اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
برخی معتقدند بازنگری سالانه تعرفهها، انعطاف بیشتری برای سیاستگذار ایجاد میکند. آیا با این دیدگاه موافق هستید؟
اصل بازنگری ضروری است، اما نه بهصورت سالانه و غیرقابل پیشبینی. بسیاری از کشورها چارچوبهای دائمی برای این حوزه تعریف میکنند و تنها در دورههای زمانی مشخص و بر اساس شاخصهای اقتصادی، آنها را مورد بازبینی قرار میدهند. این رویکرد، ضمن ایجاد ثبات، امکان اصلاح سیاستها را نیز حفظ میکند. بنابراین، مسئله مخالفت با اصلاح سیاستها نیست، بلکه ایجاد سازوکاری است که هم انعطاف لازم را برای سیاستگذار حفظ کند و هم امکان برنامهریزی بلندمدت را برای فعالان اقتصادی از بین نبرد. ثبات و اصلاحپذیری، دو مفهوم متعارض نیستند و میتوان میان آنها تعادل برقرار کرد.
تجربه سایر کشورها در این زمینه چه نکاتی را پیش روی سیاستگذاران ایرانی قرار میدهد؟
تجربه جهانی نشان میدهد که در حوزه کالاهای راهبردی، ثبات مقررات یکی از مهمترین عوامل جذب سرمایه، ارتقای کیفیت و تضمین امنیت غذایی است. کشورهایی که از قوانین پایدار برخوردارند، توانستهاند هم تولید داخلی را تقویت کنند و هم ریسک بازار را کاهش دهند. در چنین فضایی، تولیدکننده میتواند با اطمینان بیشتری برای آینده برنامهریزی کند، سرمایهگذاریهای لازم را انجام دهد و منابع خود را به جای مدیریت ریسکهای ناشی از تغییرات مداوم مقررات، صرف ارتقای کیفیت و افزایش بهرهوری کند. این تجربه نشان میدهد که ثبات قوانین، خود یکی از ابزارهای توسعه صنعتی محسوب میشود.
با توجه به این تجربیات، چه اصلاحاتی را برای بهبود وضعیت موجود پیشنهاد میکنید؟
پیشنهاد اصلی این است که معافیتهای مالیاتی، تعرفههای گمرکی و سود بازرگانی مربوط به مواد اولیه شیرخشک نوزاد از چرخه تصمیمگیریهای سالانه خارج شده و در قالب قوانین دائمی تعریف شوند. همچنین، فهرست کدهای تعرفهای باید شفاف باشد و بازنگریها تنها در بازههای زمانی مشخص و با مشارکت دستگاههای تخصصی و بخش خصوصی انجام گیرد. چنین سازوکاری، هم شفافیت بیشتری ایجاد میکند و هم موجب میشود فعالان اقتصادی با اطمینان بیشتری برای آینده تصمیمگیری کنند.
اجرای چنین اصلاحاتی چه دستاوردهایی برای صنعت، دولت و اقتصاد کشور خواهد داشت؟
در این صورت، تولیدکنندگان قادر خواهند بود برنامهریزی بلندمدت انجام دهند، سرمایهگذاری افزایش خواهد یافت، هزینههای اداری دولت کاهش مییابد، بازار از ثبات بیشتری برخوردار میشود و مهمتر از همه، امنیت غذایی نوزادان با اطمینان بیشتری تأمین خواهد شد. در واقع، این اصلاحات تنها به نفع صنعت نیست، بلکه به سود دولت، مصرفکنندگان و اقتصاد ملی نیز خواهد بود. هرچه فضای تصمیمگیری برای تولیدکنندگان قابل پیشبینیتر باشد، احتمال بروز نوسانات ناخواسته در بازار نیز کاهش مییابد و سیاستگذار نیز با هزینه کمتری میتواند اهداف خود را دنبال کند.
در پایان اگر بخواهید پیام اصلی این گفتوگو را در چند جمله جمعبندی کنید، چه خواهید گفت؟
امنیت غذایی با تصمیمات کوتاهمدت تضمین نمیشود. کالاهای حیاتی به قوانین پایدار، قابل پیشبینی و مبتنی بر نگاه راهبردی نیاز دارند، زیرا ثبات مقررات، سرمایهگذاری، تولید و سلامت جامعه را بهطور همزمان تقویت میکند.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد